آرونا گفتگو: معماری ما به لحاظ تئوریک جلو است ولی به لحاظ تکنولوژیک تاخیر فاز در آن مشاهده میشود. معماران ما به قله و جایگاه خاصی دست پیدا نکردند اما پتانسیل بالایی در متفکران ما وجود دارد که اگر جرقه زده شود و به مدد منبع بزرگ ایرانی اسلامی به خودباوری برسد، منشا شگفتیهای بسیاری در معماری خواهد بود.
با «حمید برومند صالح» گفتوگو را چنین آغاز میکنم: آیا به مفهومی به نام معنویت فضا اعتقاد دارید و آیا اصلاً این واژه، صحیح است؟ جواب میدهد: اصطلاح «معنویت فضا» اصطلاح درستی است چون هرچه که مصنوع دست بشر باشد یک روحیه و معنایی را افاده میکند همانطور که ضربالمثل میگوید: «از کوزه همان برون تراود که در اوست». در این که انسان هر چه را که خلق میکند علیالاصول دارای منشا ذاتی است که آن منشا ذاتی منجر میشود به یک روحیه و معنایی که در آن شکل میشود خدا را دید.
او که مدیر پروژه مسجد جامع امام صادق(ع) بوده درباره نقش معمار در تقدسبخشی به فضا میگوید: مسلم است هر چیزی اگر که بخواهد معنایی معنوی افاده کند حتماً باید منشا آن با امر قدسی آشنا باشد یا خودش امر قدسی باشد و کسی که امر قدسی را ایجاد میکند یا باید خودش فرد مقدسی باشد یا در راه این تقدس قرار گرفته باشد. بنابراین «گر ذات نایافته از هستی بخش/ کی تواند که شود هستیبخش» همین مفهوم را میخواهد بگوید که اگر ما انتظار داریم که مصنوعی اعم از فضای معماری یا هر اثر هنری میخواهد افاده معنایی کند این معنا باید با منشا خلق خود سنخیت داشته باشد بنابراین باید منشا یا آفریننده، خودش دارای چنین صفاتی باشد.برومند که در سال 1369 رتبه ممتاز در اولین آزمون دکترای معماری(اعزام به خارج از کشور) را کسب کرده درباره استفاده از سمبلها در معماری اماکن مقدس معتقد است: زبانها میتوانند مختلف باشند ولی مفاهیم یکی هستند. مفاهیم همان چیزهایی است که با زبانها و اصطلاحات مختلف و یا به اشکال گوناگونی بیان میشود بنابراین زبان مهم نیست که چه باشد بلکه آن مفهوم و القایی که القای کیفی است مهم است که به طریق زبان یا اشکال و فیزیک خود را به منصه ظهور میرساند و القا میشود.
وقتی از او پرسیدم که اتفاقاً سوال من هم همین است، بالاخره مفاهیم باید در قالبی ریخته شوند، حال آیا این قالبها را به هر شکلی میتوان درآورد، چنین اظهار عقیده میکند: ممکن است این اتفاق بیفتد اما به هر حال وقتی یک سمبلی نقش یک معنایی را با خود حمل میکند یعنی مفهومی را باخودش حمل میکند پروسه زیادی را توانسته طی کند تا به این مرحله برسد بنابراین به راحتی نمیتوان آن را کنار گذاشت و یک چیزی را که منشایی ندارد و یا هیچ وقت نقشی را در این زمینه ایفا نکرده و خیلی بدیع و نو است به آن چنین نقشی بدهیم بنابراین باید یک مفهوم، یک سمبل در معنای خودش بار تاریخی و تجربه تاریخی داشته باشد.
پرسیدم آیا منظور شما این است که نمیتوان به اسم نوآوری هر گونه تغییری را ایجاد کرد بلکه تغییر باید بر اساس اصول منطقی باشد که در تجربه تاریخی ما جایی داشته باشد؟
او که عضو پایه یک معماری سازمان نظام مهندسی استان تهران است جواب میدهد: بله. تاریخ نقش مهمی دارد و نمیتوان به سادگی تاریخ و پیشینه را کنار گذاشت. یک لغت وقتی در یک زبانی مفهومی را القا میکند بدین معنی است که در این لغت اتفاقاتی افتاده و این این اتفاقات در گذشته بوده و میتواند معنایی را افاده کند بنابراین نمیتوانیم به طور کلی چیزی که بدیع است و هیچ پیشینه و رنگ و بویی از تجربیات گذشته ندارد را مطرح کرده و چیزهایی که واجد چنین شرایطی هستند و پیشینه تاریخی دارند را کنار بگذاریم مگر این که این تغییر با یک ظرافت و همسانسازی که بتواند مقداری با گذشته اختلاف داشته باشد و برتر باشد و همچنین برتریاش را ثابت کند همراه باشد نه این که فقط متفاوت باشد. هر متفاوتی معنای بدیع و بکربودن را ندارد. ممکن است چیزی متفاوت باشد در حالی که از همسنخهای خودش از جایگاه پستتری برخوردار باشد.
برومند در پاسخ به سوالم با این مضمون که چگونه میتوان با لحاظکردن اصول منطقی و تاریخی نوآوری کرد، گفت: درست است که در طول تاریخ ذائقهها کمی تغییر میکند اما آنچنان نیست که تحول انقلابی در آن ایجاد شود. ذائقههای فرهنگی، اجتماعی، فلسفی و فکری بسیار بطئی تغییر میکنند. همانطور که در تکامل انواع که شاخهای از شاخههای جانوری است، میلیونها سال طول میکشد تا نوعی از شکلی به شکل دیگر آن هم نه در ماهیت بلکه در در صورت تغییر شکل دهد همینطور روحیات، معنویات و ذائقهها نیز خیلی بطئی حرکت میکنند.